|
آزادی جوانان
|
آزادی»، «شادی»، «رفاه» و «خوشبختی»، واژه هایی زرّین و زیباست که هاله ای از جاذبه، شوق و شیفتگی اطراف هر یک موج می زند. در این میان «آزادی»، افزون بر جلوه های فکری، فرهنگی و سیاسی، از نوعی قداست نیز برخوردار است و دلرباترین چهره حقوقی و انسانی به خود گرفته است؛ تمامی ملت ها با همه گرایش ها و بینش ها از آن سخن می گویند و برای کسب آن، به هر کوششی دست می زنند.
جلوه بین المللی آزادی و سابقه هزاران ساله آن، همزمان با میلاد نخستین انسان در عرصه هستی، عظمت و قداستی والا به آن داده است به گونه ای که از آن موضوعی همیشه نو و ناب، شیرین و جذاب ساخته است. از این رو «استفاده ها» و «سوء استفاده ها»ی بی شماری در طول تاریخ از این نعمت ارزشمند شده است به گونه ای که برخی صاحب نظران خطاب به آن گفته اند: «ای آزادی! چه جنایت ها که به نام تو نمی کنند.»(1) و بعضی حقایق تاریخ را به گونه ای زیبا این گونه ترسیم کرده اند: «آزادی، باده ای است که هزاران تن آن را برای بدمستی می نوشند و یک تن برای سرمستی.»(2) «مارک تواین» نویسنده زبردست آمریکایی با کنایه ای پرمعنا وجود پُر جود آزادی در کشور خود را چنین توصیف می کند: «به خواست خدا، ما در این سرزمین از نعمت وجود سه چیز برخورداریم: وجدان بیدار، آزادی سخن و احتیاط کافی که از هر دو تای اول هرگز استفاده نکنیم!» در کنار این سخنان، تعریف های مختلفی در باره آزادی شده است که هر یک درخور تأمّل است. «منتسکیو»، نویسنده فرانسوی می گوید: «آزادی، یعنی انجام هر کاری که قانون اجازه دهد.» و «ویکتور کوژن» نیز بر این باور است: «آزادی حقیقی، آن نیست که هر چه میل داریم انجام بدهیم، بلکه آن است آنچه را که حق داریم، انجام دهیم.»(3) با نگاهی نو به آموزه های فکری ـ فرهنگی خود، بینشی شیواتر و پویاتر می نگریم که نشان از کمال و تکامل اندیشه های دینی دارد، در این عرصه می آموزیم: آزادی صفتی از صفات انسان است که معنا و مفهوم آن، تابع نوع نگرش ما به «انسان» و جایگاه او در «مجموعه هستی» است. در این جهان بینی الهی، آزادی از نظر اسلام با آزادی مورد نظر در دیگر مکاتب همچون مکاتب غربی و غیر دینی تفاوت بسیاری دارد زیرا دیدگاه هر یک از این مکاتب در باره جهان، انسان و سعادت او، با مکتب اسلام تفاوتی بنیادین دارد.(4) این بینش و برداشت موجب گردیده که رهبر ژرف اندیش و جوان فکر، حضرت امام خمینی(ره) با سخن حکیمانه خود، آزادی را ابزار اهداف سیاسی ندانسته، بلکه عظمتی والا به آن بخشیده، «نعمت بزرگ الهی» و «امانت خداوندی» بداند و چنین فرماید: «آزادی یک نعمت بزرگ الهی است، آزادی یک امانت الهی است که خداوند نصیب ما کرده است. اول مرتبه تمدن، آزادی ملت است. ما مصائب را به خاطر رسیدن ملت مان به آزادی و استقلال تحمل خواهیم کرد. آزادی را اسلام به ما داد. قدر این آزادی را بدانید و قدر این اسلام را بدانید.»(5)
جوانان و آزادی
جوانان گنجینه ای از سه گوهر گرانبها هستند: انرژی، امید و ابتکار. از این رو همیشه وجودی پرتلاطم و پرشور، سرزنده و ناآرام و بانشاط دارند و از خوردنی ها، پوشیدنی ها، نوشیدنی ها، گفتنی ها و شنیدنی ها لذت می برند(6) و با هر چیزی که آن انرژی، امید و ابتکار و این شور و نشاط و لذت سرشار را ممنوع و محدود کند یا «امر و نهی» و «باید و نباید» نماید، سرِ آشتی ندارند. گاه حدود و مرزهای موضوعاتی چون آزادی برای آنان به درستی و به گونه ای دقیق و شفاف، تبیین و تعریف نشده است، از این رو به خاطر دفاع از حقوق خود در پی آزادی مطلق و بی مرز و بی معیار هستند و این در حالی است که تجربه ای اندک و دانش و بینشی بسیار محدود دارند و ناآشنا با حوادث پیدا و ناپیدای اطراف خود هستند، اما پس از فروزش شعله آگاهی و هوشیاری در رواق وجودشان، دچار غفلت و جهالت نمی شوند و دسیسه های سیاه، شوم و شیطانی دشمن را شناسایی می کنند و بر اندوخته های علمی و معنوی خویش می افزایند.
جایگاه آزادی در قانون اساسی
در اصل دوم از ماده ششم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران یکی از ویژگی های نظام، ایمان به «کرامت و ارزش والای انسان و آزادی توأم با مسئولیت او در برابر خدا» ذکر شده است و در اصل سوم ماده هفتم جزو وظایف دولت جمهوری اسلامی، «تأمین آزادی های سیاسی و اجتماعی در حدود قانون» است و در اصل نهم نیز بر مجاز نبودن فرد یا گروه یا مقامی برای سوء استفاده از آزادی، تأکید شده است.
پیشنهادهایی برای خانواده ها درباره آزادی جوانان در نظر گرفتن موارد زیر در اصلاح، تکمیل و تحقق خواسته های جوانان از آزادی ضرورت دارد:
1ـ تعریف دقیق و کامل مفهومآزادی همیشه به خاطر داشته باشیم، «اندیشه» پیش از «انگیزه» مفید و کارساز است و این دو، چونان دو بال پرواز، باعث کمال و تکامل همگان ـ به ویژه نسل جوان ـ می شود. هر گاه بی هیچ مایه فکری و بدون هر گونه شناخت، عشق و اندیشه ای، تنها در پی انجام وظایف و اعمال مختلف از افراد باشیم، هرگز خواست ما محقق نمی شود. این شیوه در باره موضوع آزادی نیز حکمفرماست. شناخت این حقیقت که در هر جامعه ای «حقوق» بر اساس «تکالیف و مسئولیت ها» واگذار می شود و هر حقی تابع محدودیت های خاص خود است که مسئولیت متقابل نسبت به جامعه ایجاد می کند، باعث رویکرد مسئولانه تر جوانان به مسئله آزادی می شود. اگر من «حق» دارم از امکانات جامعه استفاده کنم تا اندوخته ای کسب نمایم و به رفاه دست یابم، بی گمان مسئولیت های مشخص این جامعه از من طلب می کند تا «استفاده از امکانات جامعه» به «سوء استفاده» منجر نشود و حقوق دیگران پایمال نگردد، از این رو استفاده از خودرو در شهر، ساخت مسکن، داد و ستد اقتصادی و ... هر یک با چارچوب شرایط و قوانین محدود می شود، اما این محدودیت باعث مصونیت انسان و دیگران از بدی ها و بلاهای آن می گردد!(7)
2ـ قلمرو آزادی و معیارهای آن
انسان موجودی محدود است و صفات وجودی او نیز تابع صفات شخصیتی او، دارای مرزی مشخص است. از آنجا که موجود محدود، اوصاف محدود دارد و موجود نامحدود، صفات نامحدود، خداوند متعال که دارای گستره وجودی مطلق است، تمامی اوصاف ذاتی او نیز مطلق و بی کران است، اما انسانی که مرزهای شخصی و شخصیتی او متناهی و مرزدار است، به ناچار صفات کمالی وی همچون حیات، آزادی، علم، قدرت و اراده نیز محدود خواهد بود. حالا اگر کسی یا کسانی از سرِ غفلت و بی خبری یا جهالت و نادانی، سخن از آزادی مطلق و نامحدود مطرح کنند، مرتکب خطای بسیار بزرگی شده است و آن تدوین صفات نامحدود و بی کران برای موجودی محدود است که لازمه آن «تجاوز وصف از موصوف» است که چنین پدیده ای محال خواهد بود، زیرا مستلزم آن است که وصف در جایی حضور داشته باشد که موصوفِ محدود وجود ندارد. پیشتر دانستیم که آزادی، صفتی از صفات انسان است که معنا و مفهوم آن تابع نگرش ما به «انسان» و جایگاه او در آفرینش است و با توجه به اینکه اسلام با نگاهی فراتر از خوراک، پوشاک و مسکن به انسان می نگرد و او را محدود به امروز زندگی مادی نمی کند، بلکه انسان را «خلیفه خداوند» و «برترین آفریده الهی» می داند که ثروت، قدرت، موقعیت، آزادی و رفاه، ابزارهایی است که با استفاده از هر یک باید به سعادت جاودان دست یابد، به یقین قلمرو آزادی و معیارهای آن، ارزش های والای الهی است که به عظمت، عزّت و نیکبختی انسان منجر می شود و هر گاه گفتار و رفتاری با نام آزادی و دموکراسی، سبب سقوط و ذلت انسان از مرتبه متعالی انسانیت شود، خط قرمز و مرز ممنوع آزادی خواهد بود. و این حقایق ارزشمند باید به گونه ای شیوا و شیرین از سوی پدران و مادران برای نوجوانان و جوانان بازگو شود.(8)
3ـ «آزادی از» یا «آزادی برای»؟
تفهیم این واقعیت به نسل جوان که «آزادی» و «چگونگی استفاده از آزادی» دو موضوع متفاوت اما مرتبط با یکدیگرند، آنان را برمی انگیزد که به مجرد برخورداری از آزادی، کار را تمام شده تلقی نکنند، بلکه این را آغاز راه بدانند و به خوبی آگاه باشند که رمز تداوم آزادی، مشروط به حُسن استفاده از آزادی است. همان گونه که «آزادی از» با «آزادی برای» متفاوت است؛ اگر «آزادی از بندگی خداوند»، «آزادی از قانون اجتماعی»، «آزادی از معیارهای ارزشی و قابل احترام در جامعه» باشد، آزادی منفی است، اما اگر «آزادی برای نطق و بیان منطقی و هدایتگر» و «آزادی برای عبادت و پرستش» باشد، آزادی مثبت خواهد بود.
4ـ آزادی های معقول؛ شیوه ایشایسته و بایسته خانواده و مدرسه، هر یک به عنوان کانون مقدس تعلیم و تربیت می توانند با جلب اعتماد فرزندان و دانش آموزان و مسئولیت سپاری آگاهانه و آزادی عمل قائل شدن برای آنان در مواردی خاص، زمینه را برای اعطای آزادی های معقول به جوانان، مساعد نمایند. پدران و مادران باید زمینه ها و فرصت های مناسب برای ابراز وجود و اظهار نظر فرزندان خود را ایجاد کنند و بدانند سن آنان و گرایش های روحی در نسل نو، ایجاب می کند که با ورود به جامعه، جایگاهی برای خود ـ آن هم به صورت مستقل و بی واسطه ـ به دست آورند و «خودیت»، «هویت» و «شخصیت» خویش را تثبیت کنند و این مرحله حساس، گرچه با خطاهای مختلف همراه است، اما باعث رشد و شکوفایی، بالندگی و پایندگی در حوادث امروز و فردای زندگی می شود. گفتنی است که دختران جوان نوعا گله مندند که آزادی کمتری از پسران دارند. ترتیب دادن گفتگوهای صمیمی با آنان، همدلی سازنده و تقویت فرصت های انتخاب، تجهیز و توسعه اماکن فرهنگی و فراغتی خاص دختران و متعادل ساختن امکانات میان پسران و دختران، از شیوه های مناسب برای رفع چنین نگرانی های آزاردهنده است.(9)
5ـ «آزادی» یا «آزادگی»؟
بصیرت و بینش جوانان نسبت به دو موضوع «آزادی از هوای نفس» و «آزادگی برای هوای نفس» و تفکیک این دو از یکدیگر، موجب حُسن استفاده از آزادی می شود و همین امر، زمینه را برای رشد و تعالی آنان فراهم می کند. ترویج و تشویق روحیه بی خیالی و بی بند و باری یا سستی و کاستی در امور جدّی و سرگرم ساختن نسل مؤثر و مفید به جلوه های پرجاذبه شهوات و مادیات زندگی به بهانه آزادی و رهایی از قید و بندهای وابستگی، شیوه همیشه شیطان و شیطان صفتان بوده است. از آن سو، سیره آسمانی پیشوایان پاک اندیش از آغاز تاکنون، دعوت و هدایت همگان به آزادی از هوای نفس و آزادگی بوده است تا جدیت و تعهد، آرمان گرایی و خودباوری در عرصه های مختلف زندگی امروز زودگذر حیات آنان را به فردای جاودان پیوند دهد، گرچه در این راه پر فراز و نشیب سنگلاخ سختی ها و تلخی ها مشکلات بی شماری فرا روی آنان قرار دهد که:
«اَلا حُرٌّ یدع هذه اللماظة لاهلها، انه لیس لانفسکم ثمنٌ الاّ الجنّة، فلا تبیعوها اِلاّ بها؛(12) آیا انسان آزاد و آزاده ای هست که [نگاه پربصیرتی به دنیا داشته باشد، خود را اسیر جلوه های ناپایدار و پرجاذبه زندگی نکند و[ این کالای بی ارزش را برای اهل آن باقی گذارد. آگاه باشید که برای وجود شما هیچ بهایی جز بهشت نیست، پس خود را مفروشید مگر به بهشت الهی.» آن حضرت پیروان خود را به جدّیت و استفاده از لحظه های زندگی فرا می خواند و می فرمود: «آگاه و بیدار باشید که خداوند شما را بیهوده و بی هدف نیافریده است و شما را به حال خود رها نکرده است؛ لهو و سرگرمی از نشانه ها و نتایج جهالت و نماد حماقت است [که] اراده های قوی را فاسد می کند و انسان را از کارهای بزرگ و چشمگیر دور می نماید. رستگار و سعادتمند نمی شود کسی که از سرمایه عمر خویش استفاده شایسته نکند و او را بازی های بی هدف، دل مشغولی های پوچ و شادی های واهی سرگرم کرده اند. چه بسیار امور لهو و سرگرمی های نادرستی که حرّیت، آزادی و آزادگی انسان را به خطر می اندازد و چه بسیار امور بیهوده در زندگی که باعث شرور و بدی های ویرانگر می شود.»(13) بسیار مناسب است پایان این بخش از نوشتار را با سخن مسیحایی روح خدا، خمینی کبیر، زینت بخشیم که در آینه نگاه او حوادث فردا و فرداها و دسیسه های امروز و هر روز دشمن نمایان است. آن عزیز سفر کرده در باره دموکراسی غرب و آزادی مورد نظر سران استکبار در ایران می فرمود: «قانون اسلام مُسبب آزادی ها و دموکراسی حقیقی است و استقلال کشورها را نیز تضمین می کند. دموکراسی اسلام، کامل تر از دموکراسی غرب است. آزادی صادراتی، آزادیی است که بچه های ما را به فحشا کشاند؛ می خواهند آزادی شما را با آزادی سلب کنند، آزادی ناسالم در شما ایجاد کنند و آزادی حقیقی را از شما بگیرند. آزادی به شکل غربی آن، که موجب تباهی جوانان و دختران و پسران می شود، از نظر اسلام و عقل محکوم است. ایران، امروز جایگاه آزادگان است ... اینها که آزادی می خواهند، می خواهند جوانان ما آزاد بشوند، قمارخانه ها باز باشد! به طور آزاد مشروب خانه ها باز باشد. به طور آزاد عشرت خانه ها باز باشد، این چیزی است که از غرب دیکته شده است [تا] جوانان ما را بی خاصیت کنند.»(14)ادامه دارد. [ جمعه چهارم شهریور 1390 ] [ 16:25 ] [ علی شهروان ]
[ ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||
| لینک اختصاصی |